مهدی : بزار یه چیزی رو برات روشن کنم نیکی جون .. من خودم هم دستم خالیه ....
نیک آهنگ : میدونم کنس .. تو ! رو کله و تو کله ات هم خالیه ..گوش کن من ازت پول مول نمیخوام ازت یه چی میخوام که خرجی برات نداره این کاربرای سایتت امان منو بریدن
مهدی : خیلی رو داری نیکی! رفتی خود نویس زدی بازار کلیک ما رو کساد کردی مجبور شدیم بریم تبلیغ لباس زیر و سایت دوستیابی پورنو حالا ما زیر سیبیلی در کردیم بس ات نبود ؟
نیک آهنگ : او او او تند نرو ..یادت رفته ترافیک سایتت از صدقه سری چی بوده ؟ میگن تغاری بشکند ماستی بریزد جهان گردد به کام کاسه لیسان .. اگه جنبش سبز نبود که تو الان داشتی سماق میمکیدی اینقد هم زبونت دراز نبود فراخوان زدی که برای اطلاع رسانی احتیاج به سرور قوی داری از ملت کلی پول جمع کردی ..گربه محض رضای خدا موش نمیگیره من تو رو میشناسم تو کشته مرده اطلاع رسانی نبودی دنبال گوگل اد بودی حالا نگو که پی پالت روزی چند برات میسازه ! برو این مردک متقلب احمدی نژاد رو دعا کن که بازار تو رو گرم کرد .
مهدی (با خنده ) : خوب حالا دیگه ه ه ه ه ....بنال ببینم چی میخوای بعد از این همه روضه خونی ..
نیک آهنگ : چی میخواستی بشه ..این مرتیکه حسین بازجو که براش توبه نامه نوشتم میگه اگر تا شش ماه کاریکاتور فتنه سبز رو بهش بدم یک جورایی برام وساطت میکنه که بی مشکل برگردم یک ستون هم بهم میده تو کیهان
مهدی : ای ابله داستان حسین درخشان یادت رفته ؟!! چقد شما ها خرین والا !!
نیک آهنگ (با بغض ) : آخه من یک گند دیگه هم زدم ..
مهدی : اون چیه دیگه؟
نیک آهنگ : راستش آستین آخوند تو کاریکاتور هام میکشیدم.. بچه ها گفتن جرات کشیدن کاریکاتور خامنه ای رو نداری جو گیر شدم خر شدم کشیدم حالا حسین بازجو بهم ایمیل زده "که هرچی میخاستم پرونده ات رو ماست مالی کنم با این گندی که زدی خراب کردی " الانم بهم امر کرده برای جریمه روزی دو تا کاریکاتور سران فتنه سبز بکشم
مهدی ( با پوزخند ) : آره از اون کاریکاتور موسوی سوپرمن که از روی عجله بدون خوندن خبر کشیدی فهمیدم که آب روغن قاتی کردی یه چیزی از سر ناچاری کشیدی
نیک آهنگ : گوش کن ن ن ..! بهم گفته اگه به همین منوال که بین سبز های سکولار و مذهبی تفرقه ایجاد کردم این بازار رو گرم نگه دارم شاید ...شاید... بتونه تخفیفی برام بگیره ! (با گریه ) من به گور پدرم خندیدم اومدم اینجا ..عجب غلطی کردم !!
مهدی : نگو که دل منم خونه آخه منم میخوام برم ایران البته اونقد هم روزگارم خراب نیست که بخوام برم بمونم ولی دلم برا ننه بابام تنگ شده ..
نیک آهنگ (با عصبانیت توام با گریه ): خوب الاغ جان همش برای اینه که این بالاترین رو ول کردی هرکی هرچی دلش میخواد لینک میکنه هرچی میخواد میگه آدمو تحریک میکنن به آدم طعنه میزنن تو هم عین هویج تمرگیدی با این کارت هم ما رو بدبخت میکنی هم سابقه خودت سیاه میشه
مهدی : نیکی ! حالا بگو چیکار کنم ؟
نیک آهنگ : د... همین گوش کن اول از همه یک خونه تکونی بکن یک بیست سی تایی کاربر هستن سردسته شون هم این آکریمه که من جلوش بد جور کم آوردم اینا رو تعطیل کن !
مهدی : عجب بابا !! ۵۰ دلار دادی من موندم اگه ۵۰۰ دلار میدادی چقدر سفارش داشتی !
نیک آهنگ : گوش کن بعدش هم برات یک راه حل دارم .. میخوای راهت به ایران باز بشه بیا قانون بزار لینک های ضد دین بی ضد دین ..اینکارو بکن بهت قول میدم عید دوتایی با هم میریم ایران هیچ اتفاقی هم نمیوفته
مهدی (در حالیکه سر کچلش را میخاراند ) : از قدیم گفتن عقل هر چیز به از آدمی است ..باشه ..حالا لیست این آی دی هایی که باید بسته بشن رو ایمیل کن تا اون وقت منم برم یک بیانیه برای لینکای ضد دین بنویسم تا ببینیم چی میشه
فعلا بای ..(تلق ) بیبببببب

