Friday, April 1, 2011

عقوبت الهی یا قتل عام کور

هیچکس در جایگاهی نیست که بتواند عقاید و آرا دیگران را مورد تمسخر و استهزا قرار دهد ولی گاهی اوقات باید بدور از توهین اعتقادات بعضی ها را به چالش کشید به چالش کشیدن عقاید مومنین به خدای ادیان ابراهیمی از آنجایی اهمیت دارد که بدانیم ایده لوژی این ادیان بر پایه خود حق پنداری و تباه دانستن بقیه آرا و عقاید است بهترین راه به چالش کشیدن این ادیان استفاده از مطالب کتابهای آسمانی آنهاست موردی را که به آن اشاره خواهم کرد راجع به داستان های کمابیش یکسان روایت شده در تورات انجیل و قرآن در مورد اقوام و مردمانی است که به مخالفت با پیامبران برخاسته و با عذاب الهی از روی زمین محو شده اند (مانند قوم لوط و عاد ). حالا اینجا میخواهم مثالی را مطرح کنم در نظر بگیرید اگر بجای این عقوبت دهنده یک انسان مقتدر ظالم مانند صدام چنگیز یا رییس جمهور آمریکا بود و مورد هم حلبچه نیشابور یا هیروشیما بود . دیدگاه شما به عنوان یک انسان با انصاف نسبت به این افراد چه بود ؟ آیا میشد به آنها نسبت عادل و رحیم داد ؟ آیا منطقی است به صرف اینکه عده ای از مردم این شهر ها بر خلاف خواست این فرمانروایان رفتار کرده اند همه آنها را کشت ؟ تازه اگر حتی همه کسانی که از خود اختیار دارند را کنار بگذاریم تکلیف کودکانی بدون اختیار در کنار پدر و مادرشان قتل عام میشوند چیست؟ آیا این خدا عادل است ؟ از دیدگاه حقوقی خیلی از این موحدین چنین عذری میاورند که خداوند خودش جان میدهد و تنها اوست که حق جان ستاندن دارد ولی آیا این بهانه پاسخی مناسب به این سوال است که آیا آن کودکان سزاوار بودند که چنین دردناک کشته شوند آیا این از منظر انسانی قابل پذیرش است ؟ در دنیای امروز که بصیرت و آگاهی حرف اول را میزند چه شخصی در باور مردم جهان چنین مقبولیتی دارد که دست به چنین قتل عام کوری بزند و همچنان عزیز و گرامی باشد ....امیدوارم دینمداران عزیز پاسخی در خور برای این مساله داشته باشند.